رنگ پیشفرض

رنگ آبی سیر

رنگ سبز

رنگ خاکستری

رنگ نارنجی

 
 
محل کنونی شما:
 
 
 
 
 
 

حروف غير عامل

نامه الکترونیک چاپ PDF

اسلايد /   صوت /    موبایل /  پاور پوینت

 

حروف غير عامل شامل :

حروف عطف

حروف استفهام

حروف نفي

حروف جواب

حروف تحقيق و تقليل

حرف تعريف

حروف تنيبه

حروف مصدر

حرف ربط

نون وقايه

حروف عطف

حروفي هستند که مابعد خود را در حکم ماقبل قرار مي دهند

مانند : واو ثم فاء او بل لا .

واو : براي جمع بين ماقبل و مابعد در حکم بدون فايده دادن ترتيب است مثل : جاء زيد عمرو ثم : براي جمع بين ماقبل و مابعد در حکم به همراه ترتيب و انفصال است .

فاء: براي جمع بين ماقبل و مابعد در حکم به همراه ترتيب و اتصال است .

أو : براي ثبوت حکم براي يکي از دو امر بدون تعيين آن مي آيد .

بل : بري اعراض از ما قبل و روي آوردن به مابعد است مثل : جاء زيد بل عمرو .

لا : آنچه بري ماقبل ثابت شده است از ما بعد نفي مي کند مثل : جاء زيد لا عمرو.

حروف استفهام

حروفي هستند که بري پرسيدن از چيزي بکار برده مي شوند و عبارتند از : همزه ((أ)) و هل

مثال 1 : أزيدٌ قائمٌ؟ ترکيب: أ : حرف استفهام زيد :مبتدا قائم : خبر

مثال 2 : هَلْ يَضْرِبُ زيدٌ بکراً؟ ترکيب: هل : حرف استفهام يضرب : فعل زيد :فاعل بکرا: مفعول به

حروف نفي

حروفي هستند که بري منفي کردن کلام مي آنيد مانند : ما و لا .

مثال : ما ارتابَ مُخْلِصً وَ لا شَکَّ مُوقِنٌ .

 

حروف جواب

حروفي هستند که در جواب پرسش يا کلام متکلم يا طلب او واقع مي شوند مانند : نعم بلي لا .

نعم : براي تقرير کلام سابق مي آيد .

مثال 1: أجاء زيد = نعم (يعني زيد آمد ).

مثال 2: جاء زيد =نعم (يعني زيد آمد ).

مثال 3:ألم يقم زيد =نعم (يعني زيد قيام نکرد).

مثال 4: لم يقم زيد =نعم (يعني زيد قيام نکرد).

بلي : نفي بعد از استفهام يا خبر را به ثورت اثبات جواب مي دهد .

مثال 1: (ألَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلي ) (يعني : آيا من پروردگار شما نيستم ؟ گفتند آري تو پروردگار ما هستي).

مثال 2 : لَمْ يَقُمْ زيدٌ = بلي (يعني زيد ايستاد ).

لا : براي نفي کلام سابق مي آيد .

مثال 1 : أجاء زيد =لا (يعني زيد نيامد)

مثال 2 : جاء زيد =لا (يعني زيد نيامد )

حرف تحقيق و تقليل

حرف ((قد)) وقتي قبل از فعل ماضي بيايد حرف تحقيق و هنگامي که پيش از فعل مضارع قرار گيرد حرف تقليل است.

مثال 1 : ( قَدْ أفْلَحَ مَنْ تَزَکّي ) ترکيب : قد : حرف تحقيق افلح : فعل من : اسم موصول فاعل تزکي : فعل و فاعل (صله)

مثال 2 : قَدْ يَغلِبُ المَغْلُوبُ.

 

حرف تعريف

((ال)) هنگامي که بر سر اسم نکره (نامعين) در آيد و آن را معرفه (معين = شناخته شده ) کند ((ال تعريف)) ناميده مي شود.

مثال : ( أرْسَلْنا إلي فرْعَونَ رَسُولاً فَعَصي فِرْعَونُ الرَّسولَ ) ترکيب : ارسلنا : فعل و فاعل الي فرعون : جار و مجرور متعلق به ارسلنا رسولا : مفعول به فاء: حرف عطف عصي : فعل فرعون : فاعل الرسول : مفعول به .

 

حروف تنبيه

حروفي هستند که بري هشيار کردن مخاطب مي آيند مثل : ألا و أما

مثال : (ألا بِذِکْرِ اللهِ تَطْمَئِنُّ القُلُوبُ ).

ترکيب : الا : حرف تنبيه باء: حرف جز متعلق به تطمئن ذکر: مجرور به باء و مضاف الله : مضاف اليه تطمئن : فعل القلوب :فاعل .

 

حروف مصدر

حروفي هستند که مابعد خود را از جهت معني همانند مصدر مي کنند و مي توان به جاي آنها و ما بعد شان مصدر قرار داد و آنها عبارتند از : أن ما أن لو کي.

ذکر اين نکته لازم است که از ميان حروف مصدريه تنها ((ما)) و ((لو)) غير عامل مي باشند.

مثال 1 :( أنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَکُمْ ) ترکيب : ان : ناصبه مصديه تصومو :فعل و فاعل ان تصومو :به تقدير صومکم (مبتدا) خير: خبر لکم : جار و مجرور متعلق به خير.

مثال 2 : ( وضاقَتْ عَليْکُمُ الأرضُ بِما رَحُبَتْ ) ترکيب : واو : به حسب ماقبل ضاقت : فعل عليکم : جار و مجرور متعلق به ضاقت الارض : فاعل باء: حرف جر ما : مصدريه رحبت : فعل و فاعل.

تقدير آن چنين است : ضاقَتْ عَلَيْکُمُ الأرضُ بِرُحْبِها مصدر در محل

جر و جار و مجرور متعلق به ضاقت مي باشد .

 

حرف ربط

((فاء)) حرفي است که بين دو جمله شرط و جواب مي آيد و بين آنها ربط ايجاد مي کند.

مثال :( إنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإنَّهُمْ عِبادُکَ…).

ترکيب : ان : حرف شرط تعذب: فعل شرط مجزوم به ان ضمير مستتر انت فاعلش هم : مفعول به فاء حرف ربط ان : حرف مشبهة بالفعل هم : اسم ان در محل نصب عباد : خبر ان و مضان ک : مضاف اليه جمله ((انهم عبادک)) جواب شرط و در محل جزم .

 

نون وقايه

نوني است که در بعضي موارد به آخر اسم فعل يا حرف متصل مي شود مثل : ((اکرمني)) و ((لدني)) و مثل : انني قائم.